با عمر دیگران چه کردی؟
40 بازدید
تاریخ ارائه : 5/29/2012 10:26:00 AM
موضوع: مدیریت

بسم الله الرحمن الرحیم
با عمر دیگران چه کردی؟
امام صادق علیه الصلاه و السلام در روایتی که مرحوم کلینی آن را در جلد دوم کتاب شریف کافی (صفحه 135) نقل کرده¬اند، اینگونه می¬فرمایند:
یکی از نصیحتهای لقمان به پسرش این است که: بدان فردای قیامت، هنگامی که در برابر خداوند عزوجل قرار گرفتی، از تو درباره چهار موضوع سوال می¬کنند: جوانیت را چه کردی؟ عمرت را در چه راهی گذراندی؟ اموالت را از چه راهی به دست آوردی؟ اموال به دست آمده را در چه راهی هزینه کردی؟ پس خودت را برای آن لحظه مهیا و برای این سوالات جوابی آماده کن.
* * *
این قلم، دنبال ارائه درس اخلاق نیست – اگر چه همه در هر لحظه¬ای به این تذکرات محتاجیم – بلکه در صدد تذکر واقعیتی بسیار مهم است که شاید مورد غفلت واقع شده باشد.
روز قیامت و در محضر خداوند متعال همه ما مخاطب این سوال واقع می¬شویم که عمرت را، و به خصوص جوانیت را، در چه راهی گذراندی؟ گوهر گرانبهای زمان را که بی بدیل و نایاب است با چه معاوضه کردی؟! چه دادی و چه گرفتی؟
شاید بنده اینگونه پاسخ دهد که خدایا عمر خودم بود، و آن را آنگونه گذراندم که دلم خواست؛ اما ندا خواهد آمد که این گوهر را ما به تو دادیم و اکنون باید پاسخ دهی آن را چه کردی.
اگر عمر خودمان را که در اختیار خودمان بوده، اینگونه باید پاسخ دهیم، آیا می¬توان تصور کرد در برابر عمر دیگرانی که در اختیار ماست، مؤاخذه نخواهیم شد؟
من و شما، اکنون - به عنوان یک طلبه - خود را در موقعیتی قرار داده¬ایم که بخشی از عمر تعدادی از بندگان خدا در اختیار ما قرار گرفته است، اگر از نیروی من و شما سؤال شود عمرت را چه کردی، خواهد گفت این بخش از عمر من در اختیار کسی بوده که برای وقت من تصمیم گیری می¬کرده، اما اگر از من و شما بپرسند نه عمر خودت، که عمر دیگرانی را که در اختیار تو بودند چه کردی، چه خواهیم گفت؟!
اگر از این سرمایه¬ای که در اختیار ما بوده آن کرده¬ایم که باید، که طوبی لنا و حسن مآب، اما اگر نه، آن وقت چه؟! چه خواهیم گفت و چه خواهیم کرد؟
شاید فرصت مناسبی باشد تا نکته¬ای بیان شود؛ اینجاست که نقش مدیریت (چه مدیریت منابع انسانی، چه مدیریت امکانات و چه مدیریت زمان) بیش از پیش روشن می¬شود. اگر من و شما امکاناتی را در اختیار داریم که راه استفاده از آنها را بلد نیستیم بین دو راه مخیریم: یا رها کردن این امکانات و استعفا از مسئولیتی که داریم و یا یاد گرفتن راه استفاده از این امکانات. راه اول اگر چه آسانتر به نظر می¬رسد اما نه هنر صاحبان همت که راه فرار بچه¬های تازه به راه افتاده است؛ اما راه دوم هنر مردان بزرگی است که برای انجام کارهای بزرگ کمر همت بسته¬اند.
روز جزا، از تو خواهند پرسید چه کردی؟ چه کردی با عمر خودت و چه کردی با عمر دیگرانی که در اختیار تو بودند؟ آنجا از من و تو جواب می¬خواهند. «پس خودت را برای آن لحظه مهیا و برای این سوالات جوابی آماده کن».
آنجا از من و تو جواب می¬خواهند، نه توجیه؛ آنجا نخواهی توانست قصور و تقصیر خود را به گردن دیگران بیندازی که ولا تزر وازره وزر اخری!